ناظم الاسلام كرمانى

323

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

شد و سعد الدوله بطور بد بقول خودش سه فرسخ پياده با شلاق قزاق طى راه يزد را نمود . اينكه در شبنامه مينويسد امير بهادر و حاجب الدوله و ناصر الملك نگذاشتند كه كار مملكت و مسلمانان اصلاح شود الى آخره . از قرار مذكور عين الدوله قبل از انعقاد مجلس بناصر الملك گفته بود اين‌طور جواب بگويد و يا آنكه ناصر الملك هنوز صلاح نميداند در ايران اين مذاكرات بشود و استعداد ملت را به اين اندازه نميداند كه طرف با دولت شوند و با نبودن استعداد ضعف دولت پسنديده نيست و الا ناصر الملك كسى نيست كه مانع تمدن و ترقى گردد يا مجبور بود باينكه همراهى از عين الدوله بكند و يا واقعا عقيده‌اش اين بود كه هنوز وقت نرسيده است . اينكه در شبنامه ميگويد پس شما خبر نداريد كه آقاى آقا ميرزا سيد ديروز چه كاغذ خوبى در اين باب به اتابك نوشته كه ما تا جان داريم دست از مطالبهء حقوق ملت برنميداريم الى آخره . شرح آن از اين قرار است كه بعد از آنكه مردم ديدند از طرف دولت خبرى نميشود عين الدوله هم بمسامحه و مماطله و دفع الوقت ميگذراند و در مقام اجراء دستخط شاه برنميآيد حتى آنكه در يك شب آقايان بالاجماع بازديد كردند از عين الدوله آقاى طباطبائى به عين الدوله فرمود اين عدالتخانهء كه ما مطالبه ميكنيم اول ضررش بماها ميرسد كه ديگر مردم آسوده ميشوند و ظلم نمىبينند و ديگر محتاج بماها نميباشند و درب خانه‌هاى ما نميآيند ولى چون عمر من و تو گذشته است كارى بكنيد كه نام نيكى از شما در عالم بماند و در صحايف تاريخ بنويسند بانى مجلس و عدالتخانه عين الدوله بوده و از تو اين يادگار در ايران باقى بماند . اين فرمايشات و نصايح در او اثر نكرد بلكه از شنيدن لفظ مجلس اگرچه آقاى طباطبائى بكنايه اداء فرمود ابروها را درهم كشيده و مكدّر شد عليهذا طلاب و دانشمندان براى تذكار آقايان شروع كردند در نوشتن كاغذها و خطابه‌ها به آقايان . آقاى طباطبائى چون ديد مردم سخت گرفته‌اند طلاب هم على الظاهر ايراد وارد ميآورند فلذا مكتوبى مفصل به عين الدوله نوشت كه در شبنامهء مذكور اشاره به آن كرده است ليكن نگارنده براى آنكه ترتيب را از دست نداده باشم نخست يكى از كاغذهاى ژلاتينى را كه بعنوان خطابه نوشته‌اند نقل ميكنم سپس مكتوب آقاى طباطبائى را . از درج همين يك خطابه مضمون ساير لوايح و اعلانات بر قارئين محترم مستفاد و معلوم خواهد شد . خطابهء مردم بآقايان اى رؤساى دين و پيشوايان مسلمين عرض و استدعاى عموم ما بيچارگان و ستمديدگان اهالى و سكنهء طهران از سلسلهء طلاب و ساير طبقات و اصناف حضور مبارك رؤساى روحانى و پيشوايان دينى حجج الاسلام و علماء اعلام متع اللّه المسلمين به طول بقائهم آنكه تمام اعضاء و جوارح در مملكت بدن خادم و كارگذار اعضاء رئيسه هستند رفع مضرات و جلب خيرات بواسطهء اين اعضاء و جوارح است كه به حكم